|
|
|
|
|
نگاهي به سقط جنين جنسیتي در هندوستان دختراني كه هديه ي خدا نيستند ساعت سه بعداز ظهر بود كه در باز شد و زني 16 ساله پا به درون مطب گذاشت. از چهره ي رنگ و روپريده و موهاي نامرتبش مي شد حس كرد كه از راه دوري آمده است. خاك سفر انگار بر لباس سبز تيره اش نشسته بود. دم در ايستاده بود و به جمعيتي كه توي اتاق نشسته بودند نگاه مي كرد. جايي براي نشستن او نبود. دستش را به كمرش گرفت وتن خود را کمی به عقب کشاند، برآمدگي شكمش بیرون زد. گوشه اي پيدا كرد و ايستاد. زنان توي مطب به اين زن كوچك باردار نگاه هاي مشكوكي مي كردند ، كسي حاضر نبود جاي خودش را به او بدهد. نگاه زن به در بود. پسري هم سن و سال خودش وارد اتاق شد. پسر به زور 18 ساله به نظر مي رسید. دختر را كه ديد به سويش رفت. فضاي اتاق انتظار، پر از سكوت بود. كسي حرف نمي زد و تنها گريه دختر بچه اي سه ساله توانست آن فضا را تغيير دهد. . . . متن کامل چاپ شده در روزنامه کارگزاران یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 22:57 توسط پاكسيما
|
|
||
|
|
|
|
|
درسهايي از ادبيات
در هر حال جزو هر كدام از اين گروه ها كه باشيد شايد تا به حال شنيده ايد كه يكي از نويسندگان بزرگ آمريكاي لاتين «ماريوبارگاس يوسا» ميگويد: « من براي آدمهايي كه كتاب نميخواند افسوس ميخورم.» . . .
چاپ شده در روزنامه اعتماد ملی شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت 19:10 توسط پاكسيما
|
||